چرا؟

"پیش از هر چیز ای دانای بزرگ نیکی افزای مینوی،با دستهای برافراشته ترا نماز برده و خوشبختی کامل را خواستارم.پروردگارا بشود که در پرتو راستی و درستی و برخورداری از خرد و دانش و ضمیر پاک،روان آفرینش را خشنود سازم"گانها هات 28 بند 1

نمی داتم چه شده است که در این روزگار نمی توان در پرتو راستی و درستی و برخورداری از خرد و دانش و ضمیر پاک،روان آفرینش را خشنود ساخت.

به راستی چه به روزمان آمده؟

کسی که کاری را که وظیفه اش هم انجام میدهد و برای آن حقوق می گیرد،باز هم طلب پول دارد.

کسی که با راستی زندگی می کند، به هیچ جا نمی رسد.

کسی که خرد و دانش دارد از همه بیشتر رنج می کشد.

کسی که درست رفتار می کند در این بیغوله گم می شود و راه راست را پیدا نمی کند.

به راستی چه شده است؟

حتی کم کم به علت معلولها هم دارم شک می کنم شاید علت آنها را درنیافته ام .شاید علمم کم است.

در کارخانه ای با علت این که خیلی علم داری و بدرد کار ما نمی خوری مرا بیرون کردند به همین راحتی

به دوستم گفتم اگر می توانی مساعدت کن تا کار سریعتر انجام شود .کار را انجام داد و صریحا گفت پولش کو؟

شاید من دیکران را نمی شناسم. شاید راه را اشتباه می روم برای همین است که به هیچ جایی نرسیده ام.

شاید برای بیان گفتار و کردار درست است شاید حتی اندیشه ام را هم باید عوض کنم 

باید طور دیگری نگریست

چرا نباید زندگی ام راحت باشد؟

من که زحمت می کشم پس چرا جواب خوبی ها را با بدی می دهند؟

پروردگارا ما را دریاب

  
نویسنده : شاپرک ; ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ اردیبهشت ،۱۳٩٥
تگ ها :